درباره نویسنده
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
صفحات اختصاصی
مطالب اخیر
  • تقسیم انسانها به عالم و غیر آن در روایات، بیانگر تحریص اسلام به علم
  • تقویت نیروی عقل، اولین و مهمترین کار در بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله)
  • حوزه‏های علمیه وگسترش تفکراسلام
  • دانشگاه اسلامی ونقش روحانیون
  • لزوم بیان معارف با ادبیات دانشجو و متناسب با فکر او
  • برافراشته شدن پرچم علم و معرفت در مبعث
  • تولید علم
  • مسؤولیت عالم دین
  • سزاوار تر بودن جوانان اهل علم به توجه در کارها
  • دشمن‌شناسی
  • موضوعات تحقیق
  • حوزه علمیه ،تحول بایدها و نبایدها
  • سیر مطالعاتی پیشنهادی استادخسرپناه درزمینه علوم عقلی- اسلامی
  • گزیده ای ازبیانات مقام معظم رهبری پیرامون شهید مطهری
  • نظریه پردازی
  • بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌
  • بیانات در اجلاس بین‌المللی بیدارى اسلامى‌
  • بیانات در کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین‌
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • فروردین ٩۱
  • اسفند ٩٠
  • مهر ٩٠
دوستان من
  • روشنای تزکیه در پرتوی ولایت
  • هر دم از این باغ بری می رسد
  • مرد آبادانی
  • طبقه سه
  • اخبار فناوری اطلاعات
  • جامعه مجازی بهشت من
  • باشگاه مدیران و متخصصان
کدهای اضافی کاربر



اسما خداوند متعال

كد تقويم

قالب وبلاگ

وبلاگ-كد تاريخ هجري


ساعت فلش



ساعت فلش

کد نمایش آب و هوا

کد نمایش آب و هوا

log

طراحی ابزار وبسایتبیست تمپ

طراحی ابزار وبسایتبیست تمپ

آمار سایت

قالب وبلاگ
روشنای علم درپرتوی ولایت
تقسیم انسانها به عالم و غیر آن در روایات، بیانگر تحریص اسلام به علم
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩۱/۱/٤

در اسلام ضدیت دین با علم و ضدیت دین با عقل، اصلاً معنا ندارد. در اسلام یکى از منابع حجت براى یافتن اصول و فروع دینى، عقل است؛ اصول اعتقادات را با عقل بایستى به‌دست آورد؛ در احکام فرعى هم عقل یکى از حجتهاست. اگر شما به کتب احادیث ما نگاه کنید - مثل کتاب «کافى» که هزار سال پیش نوشته شده - اولین فصل آن، «کتاب العقل والجهل»، است که اصلاً فصلى است در باب عقل و ارزش و اهمیت آن و اهمیت دانایى و خردمندى. اسلام همچنین نسبت به علم، مهمترین حرکت و مهمترین تحریک و تحریص را داشته است. تمدن اسلامى به برکت حرکت علمى که از روز اول در اسلام شروع شد، به‌وجود آمد. هنوز دو قرن به‌طور کامل از طلوع اسلام نگذشته بود که حرکت علمى جهش‌وار اسلامى به‌وجود آمد؛ آن هم در آن محیط. اگر شما بخواهید آن حرکت علمى را با امروز مقایسه کنید، باید قطب‌هاى علمى امروز دنیا را در نظر بگیرید، بعد فرض کنید که کشورى در نقطه‌ى دوردستى از دنیا قرار دارد که دور از هر گونه مدنیتى است؛ این کشور وارد میدان تمدن مى‌شود و به فاصله‌ى مثلاً صد یا صدوپنجاه سال، از لحاظ علمى بر همه‌ى آن تمدنها فائق مى‌آید؛ این یک حرکت معجزآساست؛ اصلاً قابل تصور نیست. این نبود مگر این‌که اسلام به علم، فراگیرى آن و تعلیم دادن علم و زندگى عالمانه، تحریص داشت. اصلاً ببینید در احادیثى که در زبانهاست و گاهى مورد تعمق قرار نمى‌گیرد، چقدر بعضى از نکات مهم هست: «النّاس ثلاثة: عالم و متعلم على سبیل نجاة و همج رعاع»(1) ؛ اصولاً ما سه دسته انسان داریم: انسانهایى دانشمندند؛ انسانهایى در طریق دانستن هستند؛ بقیه، همج رعاع هستند. همج رعاع یعنى انسانهاى سرگردان، بى‌ارزش و بى‌وزن. مى‌بینید که اسلام اصلاً نسبت به علم، در درجه‌ى اول، ارزش را روى علم مى‌برد؛ چه داشتن علم و آموختن آن به دیگران و چه فراگیرى علم. محیط اسلامى، چنین محیطى است.

( گزیده ای ازبیانات مقام معظم رهبری در دیدار جوانان نخبه و دانشجویان‌)

1383/07/05

نظرات ()



تقویت نیروی عقل، اولین و مهمترین کار در بعثت پیامبر(صلی الله علیه و آله)
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩۱/۱/٤

این بعثت در واقع دعوت مردم به عرصه‌ى تربیت عقلانى و تربیت اخلاقى و تربیت قانونى بود. اینها چیزهائى است که زندگىِ آسوده و رو به تکامل انسان به آنها نیازمند است.
در درجه‌ى اول، تربیت عقلانى است. یعنى نیروى خرد انسانى را استخراج کردن، آن را بر تفکرات و اعمال انسانْ حاکم قرار دادن، مشعل خرد انسانى را به دست انسان سپردن، تا راه را با این مشعل تشخیص بدهد و قادر بر طى کردن آن راه باشد؛ این اولین مسئله است؛ و مهمترین مسئله هم همین است. علاوه بر اینکه در درجه‌ى اول در بعثت پیغمبر، مسئله‌ى عقل مطرح شده است، مسئله‌‌ى دانائى مطرح شده است، در سرتاسر قرآن و تعالیم غیر قرآنىِ پیغمبر هم، هرچه شما نگاه میکنید، مى‌بینید تکیه‌ى بر عقل و خرد و تأمل و تدبر و تفکر و این گونه تعبیرات است؛ حتّى در روز قیامت از زبان مجرمان، قرآن میفرماید: «لو کنّا نسمع او نعقل ما کنّا فى اصحاب السّعیر»؛(1) علت اینکه ما دچار آتش دوزخ شدیم، این است که به عقل خود، به خرد خود مراجعه نکردیم، گوش نکردیم، دل ندادیم؛ لذا امروز که روز قیامت است، به این سرنوشت ابدى تلخ مبتلا شدیم.

در کارنامه‌‌ى همه‌ى پیغمبران، در زندگى همه‌ى پیغمبران - این مخصوص پیغمبر خاتم هم نیست - دعوت به عقل در درجه‌ى اول است. البته در اسلام این قویتر و روشنتر و واضح‌تر است. لذا امیرالمؤمنین (علیه الصّلاة و السّلام) در علت بعثت انبیاء میفرماید: «لیستأدوهم میثاق فطرته» تا به اینجا که: «و یثیروا لهم دفائن العقول»؛(2) گنجینه‌هاى عقل را، خرد را استخراج کنند. این گنجینه‌ى خرد در دل من و شما هست. اشکال کار ما این است که مثل آن انسانى هستیم که بر روى گنجى خوابیده است، از آن خبر ندارد و از آن بهره نمیبرد و از گرسنگى میمیرد. وضع ما اینجور است. به عقل وقتى مراجعه نمی‌کنیم، عقل را حَکم وقتى قرار نمی‌دهیم، عقل را تربیت وقتى نمی‌کنیم، زمام نفس را به دست عقل وقتى نمى‌سپریم، وضع ما همین است.

این گنجینه در اختیار ما هست، اما از آن استفاده نمی‌کنیم. آن وقت از بى‌عقلى و از جهل و عوارض فراوان آن دچار مشکلات فراوان زندگى در دنیا و در آخرت می‌شویم. لذا در حدیثى نبى مکرم اسلام (صلّى اللَّه علیه و اله و سلّم) فرمود: «انّ العقل عقال من الجهل»؛عقل عقال جهل است. عقال آن ریسمانى است که به پاى حیوان - شتر یا غیر شتر - میبندند که حرکت نکند، قابل کنترل باشد. میفرماید عقل عقال جهل است؛ این پاى‌بندى است که مانع میشود از اینکه انسان با جهالت حرکت کند. بعد میفرماید: «و النّفس کمثل اخبث الدّواب»؛ نفس انسان مثل شرورترین حیوانات است؛ مثل شرورترین چهارپایان است؛ نفس این است. «فان لم تعقل حارت»؛(3) وقتى این نفس را عقال نکردید، مهار نکردید، کنترلش را در دست نگرفتید، سرگردان میشود؛ مثل حیوان وحشى‌اى که نمیداند کجا میرود، سرگردان میشود؛ با این سرگردانى است که مشکلات به وجود مى‌آید براى انسان در زندگى شخصى خود، در زندگى اجتماعى خود و براى یک جامعه‌ى انسانى. عقل این است.

اولین کار پیامبر مکرم اثاره‌‌ى عقل است، برشوراندن قدرت تفکر است؛ قدرت تفکر را در یک جامعه تقویت کردن. این، حلال مشکلات است. عقل است که انسان را به دین راهبرد می‌دهد، انسان را به دین می‌کشاند. عقل است که انسان را در مقابل خدا به عبودیت وادار می‌کند. عقل است که انسان را از اعمال سفیهانه و جهالت‌آمیز و دل‌دادن به دنیا باز می‌دارد؛ عقل این است. لذا اولْ‌کار این است که تقویت نیروى عقل و خرد در جامعه انجام بگیرد؛ تکلیف ما هم این است.

( گزیده ای ازبیانات مقام معظم رهبری در سالروز عید سعید مبعث)

‏1388/04/29

نظرات ()



حوزه‏های علمیه وگسترش تفکراسلام
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩۱/۱/٤

ما که هنوز به اهداف خودمان نرسیده‌ایم؛ ما که هنوز با آن صحنه‌ى عظیمى که از گسترش تفکر اسلامى پدید مى‌آید و خداى متعال در آیات قرآنى آن را ترسیم کرده است - که «لیظهره على الدّین کلّه و لو کره المشرکون»(1) - خیلى فاصله داریم. راه، همین راه است: راه جهاد، راه تلاش، راه علم و عمل، راه اخلاص، راه صفا، راه ذکر و توجه به خدا، راه توسل به اهل‌بیت، راه زنده نگهداشتن یادگارها و ارزشهاى اسلامى؛ نه فقط در دل و ذهن، بلکه حتّى در عمل؛ اینهاست که ما را به نتایج خواهد رساند.
پس، امروز وقتى که حوزه‌ى علمیه نگاه مى‌کند، باید احساس کند که حرکت این چند ده سال گذشته‌ى او، یک حرکت مثمر بوده؛ و اساساً حوزه‌ى علمیه، یک وجود مثمر و داراى برگ و بار بوده است؛ «کلمة طیّبة کشجرة طیّبة أصلها ثابت و فرعها فى السّماء. تؤتى أکلها کلّ حین بأذن ربّها»؛(2) و تا امروز این‌گونه بوده است.

( گزیده ای ازبیانات مقام معظم رهبری در جمع طلاب و فضلاى حوزه علمیم قم‌)

1370/12/01

نظرات ()



دانشگاه اسلامی ونقش روحانیون
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩۱/۱/٤

قبل از انقلاب، بعضى از روحانیون، از جمله بنده‏ى حقیر با دانشجوها ارتباطاتى داشتیم. این ارتباطات، ارتباطات سازمانى نبود، ارتباطات تشکیلاتى نبود، ارتباطات در مسائل مبارزاتىِ تند نبود؛ ارتباط فکرى و تبیینى بود؛ یعنى جلساتى داشته باشیم که دانشجوها در آنجا شرکت کنند، یا ما احیاناً در جلسه‏اى از جلسات دانشجوئى در دانشگاه شرکت کنیم. در آن اوقات، بنده در مشهد جلسه‏اى داشتم که بین نماز مغرب و عشاء برگزار مى‏شد. پاى تخته مى‏ایستادم و به قدر بیست دقیقه یا نیم ساعت صحبت مى‏کردم. مستمعین هم نوددرصد جوان بودند؛ جوانها هم غالباً دانشجو و بعضاً دبیرستانى. یک شب مرحوم شهید باهنر (رحمة اللَّه علیه) مشهد بود، با من آمد مسجد ما. وضعیت را که دید، شگفت‏زده شد. حالا آقاى باهنر کسى بود که در تهران با مجامع جوان و دانشجوئى هم مرتبط بود. ایشان گفت که من به عمرم این‏قدر جمعیت دانشجوئى و جوان در یک مسجد ندیده‏ام. حالا توى مسجد ما مگر چقدر جوان بود؟ حد اکثر مثلًا سیصد و چهل پنجاه نفر. در عین حال براى یک روحانىِ روشن‏فکرِ مرتبط با جوانها، مثل آقاى باهنر، که خودش هم دانشگاهى بود و دوره‏هاى دانشگاهى را دیده بود و محیطهاى دانشجوئى را مى‏شناخت و از فعالیتهاى مذهبىِ به‏روز و متجددانه هم مطلع بود، جمع شدن حدود سیصد یا سیصد و پنجاه نفر جوان- که شاید از این تعداد، مثلًا دویست نفرش دانشجو بودند- چیز عجیبى بود و ایشان را دهشت‏زده و تعجب‏زده کرده بود: دویست تا دانشجو یکجا جمع بشوند و یک روحانى برایشان صحبت کند؟!
حالا این را مقایسه کنید با وضعیتى که امروز شما توى دانشگاه دارید. دسترسى روحانى فاضل جوان- مثل شما- به محیط دانشگاهى، به دانشجو، به استاد؛ این را مقایسه کنید، ببینید چه فرصت عظیم و گرانبهائى است. این فرصت را باید نگه دارید، این فرصت را باید خیلى مغتنم بشمرید؛ نکته‏ى اصلى این است.
اهمیت این حادثه و پدیده از اینجا هم فهمیده مى‏شود که انگشت اشاره‏ى بسیارى از بدخواهى‏ها و تبلیغات سوء، اتفاقاً به سمت همین محیط دانشگاه است. مى‏بینید توى این تبلیغاتى که مى‏شود، یکى از چیزهائى که رویش فشار مى‏آورند، مسئله‏ى اسلامى کردن دانشگاه‏هاست، که چرا جمهورى اسلامى مى‏خواهد دانشگاه‏ها اسلامى بشود؛ که یکى از مظاهر اسلامى شدنش همین است.

( گزیده ای ازبیانات مقام معظّم رهبرى در دیدار اعضای نمایندگى رهبرى در دانشگاه‌ها)

1389/04/20

 

نظرات ()



لزوم بیان معارف با ادبیات دانشجو و متناسب با فکر او
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩۱/۱/٤

[خطاب به مجموعه روحانیان در دانشگاه ها] باید کلاس معارف بگذارید؛ معارف متقن با زبان روز، متناسب با فکر دانشجو، متناسب با ادبیات دانشجو بایستى ارائه بدهید؛ اینها کارهاى لازم و اجتناب‌ناپذیرى است. به لسان قوم حرف زدن، یک مصداقش اینجاست.(1) با زبان دانشجو باید حرف زد. با ادبیاتى که براى دانشجو قابل فهم است، باید حرف زد. اى بسا ادبیاتى است که در یک محیطى کارساز است، کارآمد است، اما در محیط دیگرى کارآمد نیست. این درست مثل اختلاف لغت میماند. واقعاً اختلاف در ادبیات، مثل اختلاف در لغت است؛ مثل این است که انسان در یک محیط فارسى‌زبان بیاید مثلاً گجراتى حرف بزند؛ هیچ کس چیزى نخواهد فهمید. اگر چنانچه انسان با ادبیات محیط جوان و محیط دانشجوئى آشنا نباشد، از این ادبیات استفاده نکند، راه ارتباط فکرى بسته خواهد شد و تأثیرگذارى کم خواهد شد. پس به لسان قوم بودن خیلى لازم است.

(گزیده ای ازبیانات مقام معظّم رهبرى در دیدار اعضای نمایندگى رهبرى در دانشگاه‌ها)

1389/04/20

نظرات ()



برافراشته شدن پرچم علم و معرفت در مبعث
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩۱/۱/٤

مبعث در حقیقت روز برافراشته شدن پرچم رسالتى است که خصوصیات آن براى بشریّت، ممتاز و بى‌نظیر است. مبعث در حقیقت پرچم علم و معرفت را برافراشت. بعثت با «إقرء» شروع شد: «إقرء باسم ربّک الّذى خلق»(1) و با «ادع إلى سبیل ربّک بالحکمة و الموعظة الحسنة»(2) ادامه یافت؛ یعنى دعوت همراه با حکمت. دعوت اسلامى در حقیقت گسترش و پراکندن حکمت در سراسر عالم و در طول تاریخ است؛ همچنان که بعثت، پرچمدارى و برافراشته شدن پرچم عدل است؛ یعنى در میان مؤمنین، بندگان خدا و آحاد بشر، عدالت استقرار پیدا کند؛ همچنان که رسالت، برافراشتن پرچم اخلاق والاى انسانى است؛ «بعثت لأتمّم مکارم الاخلاق».(3) خداى متعال خطاب به پیغمبر مى‌فرماید: «و ما أرسلناک الّا رحمة للعالمین»؛(4) یعنى همه‌ى چیزهایى که بشر - در همه‌ى زمانها، در همه‌ى شرایط و در هر نقطه‌ى عالم - به آن نیاز دارد، در این بعثت گنجانده شده است؛ یعنى علم و معرفت، حکمت و رحمت، عدل و برادرى و برابرى؛ چیزهاى اساسى‌اى که جریان زندگىِ سالم انسان به اینها وابسته است. حتى با این‌که در اسلام، جهاد مقرّر شده است، و جهاد یعنى مبارزه با زورگویى و تجاوز - البته بعضى کسان به طور بدخواهانه، اسلام را به خاطر حکم جهاد، دینِ شمشیر معرفى کردند - اما همین اسلام مى‌فرماید: «و إن جنحوا للسّلم فاجنح لها و توکّل على اللَّه»؛(5) یعنى باز آن‌جایى که شرایط اقتضا مى‌کند، صلح را بر جنگ ترجیح مى‌دهد.

(گزیده ای ازبیانات مقام معظّم رهبرى در دیدار کارگزاران نظام به مناسبت عید عید مبعث‌)

1380/07/23

نظرات ()



تولید علم
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩۱/۱/٤

یکى از صحنه‌هاى بسیار مهم دیگرى که مردم عزیز ما در آن نقش ایفاء کردند و کسى هم تصور نمیکرد که این صحنه اینجور براى نقش‌آفرینى ظرفیت داشته باشد، عرصه‌ى علم و فناورى است. کى خیال میکرد جوانان ما اینجور وارد این میدان شوند؟ بمجرد اینکه نهضت تولید علم و جنبش نرم‌افزارى با نخبگان و زبدگان دانشگاهى مطرح شد، آنچنان حرکت عظیمى به وجود آمد که شد یک گفتمان عمومى، شد یک حرکت همگانى. امروز در سرتاسر کشور، در استانهاى مختلف، در شهرهاى کوچک و بزرگ، بخصوص در مراکز علمى و حساس، جوانهاى ما کارهاى حساسِ بزرگى را از لحاظ علمى و فناورى دارند انجام میدهند؛ کارهائى است که بعضى از آنها صددرصد به نتیجه رسیده است، بعضى هم در راه است. اینها را ملت ایران خواهند دید. این کارهاى علمى مایه‌ى اعتماد به نفس ملت ایران است، مایه‌ى رونق اقتصادى است. تجارتهاى پرسود مادى، ناشى از پیشرفتهاى علمى است. جوانان ما در این زمینه وارد شدند. آمارهاى جهانى هم این را تأیید کرد. البته مسئولان هم تلاشهاى باارزشى میکنند.

( گزیده ای ازبیانات مقام معظّم رهبرى در اجتماع بزرگ مردم کرمانشاه‌)

1390/07/20

نظرات ()



مسؤولیت عالم دین
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩۱/۱/٤

[درباره مسئولیت سنگین روحانیون] اول، اصل مسؤولیت عالم دین است. مسؤولیت عالم در مقابل کسانى که محتاج به علم او هستند، «لتبیّننّه للنّاس و لا تکتمونه»(1) است. خود این بیان، اول تبیّن و فهمیدن لازم دارد. ما باید بفهمیم، تا بتوانیم آنچه را که فهمیده‌ایم، تبیین کنیم. پس، کسب فهمیدن هم براى ما واجب و ضرورى و اجتناب‌ناپذیر است. ما باید روزبه‌روز بر خودمان اضافه کنیم. آنچه که ما مى‌دانیم، در مقابل آنچه که نمى‌دانیم، یک پَر کاه در مقابل صحراها و کشتزارها هم نیست. آنچه که ما مى‌دانیم، چیست؟ هر کتابى که آدم باز مى‌کند، مى‌بیند سیل مطالب در این کتابها هست، که آن ظرف خالى ما محتاج آن است. کو عمق؟ کو استعداد؟ کو توفیق براى این همه فهمیدن؟ به‌هرحال، ما باید تلاش کنیم.ما در مقابل آنچه که باید بدانیم، و نسبت به معارفى که مردم ما محتاج آن هستند، چیزى نمى‌دانیم. ما باید درس بخوانیم و مطالعه کنیم. حالا من نمى‌خواهم در این‌جا تکلیف درس خواندن بکنم؛ باید با مطالعه و تحقیق و تأمل و تفکر، بر خودمان بیفزاییم، تا بتوانیم بیان کنیم. پس، یک تکلیف، تکلیف تبیین است، که همه‌ى علما آن را داشته‌اند.

(گزیده ای ازبیانات مقام معظّم رهبرى در جمع روحانیون و طلاب حوزه‏ى علمیه و ائمه‏ى جمعه و جماعات استان بوشهر)

1370/10/11

نظرات ()



سزاوار تر بودن جوانان اهل علم به توجه در کارها
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩۱/۱/٤

در روایات ما - شاید از قول نبىّ اکرم علیه و على آله الصّلاة والسّلام - هست که: «علیکم بالاحداث»؛(1) یعنى در همه‌ى کارها توجّه کنید. بخصوص اگر جوانان، اهل علم و معرفت و کسب کمالات فکرى باشند - که عملاً قشر دانشجو، دانش‌آموز و طلبه در جامعه‌ى ما این‌گونه‌اند - به توجّه کردن در همه‌ى کارها سزاوارترند. در این صورت، قشر جوان در دانشگاهها، حوزه‌هاى علمیّه و مدارس، قشر ممتازى از جهات گوناگون است. در سیاست، حرکات پیش برنده‌ى جامعه و آگاهیها نیز همین‌طور است. اما بالاتر از همه، آن نکته‌ى معنوى و روحى و آن گرایش عرفانى و الهى است.
1 )

الکافی، ثقة الاسلام کلینی    ج‏8   ص 93   ح 66 ؛
قرب الاسناد،حمیری : ص 60 ؛ 
بحارالانوار،علامه مجلسی : ج 23 ص 236 ح 2 ؛


« سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ (علیه السلام) یَقُولُ لِأَبِی جَعْفَرٍ الْأَحْوَلِ وَ أَنَا أَسْمَعُ أَتَیْتَ الْبَصْرَةَ فَقَالَ نَعَمْ قَالَ کَیْفَ رَأَیْتَ مُسَارَعَةَ النَّاسِ إِلَى هَذَا الْأَمْرِ وَ دُخُولَهُمْ فِیهِ قَالَ وَ اللَّهِ إِنَّهُمْ لَقَلِیلٌ وَ لَقَدْ فَعَلُوا وَ إِنَّ ذَلِکَ لَقَلِیلٌ فَقَالَ عَلَیْکَ بِالْأَحْدَاثِ فَإِنَّهُمْ أَسْرَعُ إِلَى کُلِّ خَیْرٍ»
ترجمه : 
شنیدم امام صادق علیه السّلام به ابو جعفر چپ چشم فرمود: می شنوم که به بصره رفتى؟ عرض کرد: آرى. امام علیه السّلام فرمود: شتاب مردم را در پذیرش شیعه چگونه یافتى؟ او در پاسخ عرض کرد: بخدا سوگند آنها اندکند و اگر چه کوشش هم مى‏کنند ولى کوشش آنها هم ناچیز است. حضرت علیه السّلام فرمود: به جوانان روى آورید که آنها به هر کار خیرى شتابان‏ترند»

(گزیده ای ازبیانات مقام معظّم رهبرى در دیدار دانش آموزان و دانشجویان‏)

1374/08/10

نظرات ()



دشمن‌شناسی
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩۱/۱/٤

روح مبارزه و ایستادگى در مقابل دشمن، وقتى به طور کامل و سالم در شما قشر جوان باقى مى‌ماند که تقوا، بازگشت به خدا و جهاد اکبر در وجود و زندگى‌تان بگنجد. اگر ما به جوانان توصیه مى‌کنیم که طهارت، تقوا، استغفار، اجتناب از گناه، رو آوردن به خدا و توجه به معنویات را سرلوحه‌ى کارها قرار دهند، به این دلیل است که علاوه بر به همراه داشتن سعادت شخصى شما، کشور شما هم به جوانانى نیازمند است که بتوانند حقایق را درک کنند، در میدانها بایستند، توطئه‌ى دشمن را بشناسند و با آن مقابله کنند. دانشگاه، حوزه‌ى علمیه و محیط علمى و تحصیلى جاى این ایستادگى، مقاومت، هوشیارى و مبارزه است. این، انتظار از نسل جوان است.

دانشگاهها باید سیاسى باشند و دانشجو باید سیاسى باشد. معناى این حرف آن است که دانشجو باید قدرت تحلیل سیاسى داشته باشد تا جبهه‌بندیهاى دنیا را بشناسد؛ تا بفهمد امروز دشمن کجاست و از کجا و با چه ابزارى حمله مى‌کند. این، براى شما لازم است. اگر شما تلاش سیاسى، کار سیاسى، مطالعه و مباحثه‌ى سیاسى نداشته باشید، این توانایى را پیدا نمى‌کنید. البته توجه داشته باشید که دشمن از همین امر استفاده نکند. دشمن با کمال هوشیارى ایستاده است. امیرالمؤمنین علیه‌الصلاةوالسلام فرمود: «و من نام لم ینم عنه»؛ مراقب باشید که اگر شما غفلت مى‌کنید، دشمن از شما غفلت نمى‌کند. دشمن با کمال هوشیارى مراقب است.

عرض کردم که نظام سلطه، مثل اختاپوسى خطرناک و مثل سرطان دنیا را گرفته است. کشور ما جزو نقاط سالم دنیاست. نمى‌گوییم همه‌ى دنیا ناسالمند. ممکن است نقاط معدودى در دنیا سالم مانده باشند. کشور و دولتى که از نظام سلطه و کمند این عنکبوت خطرناک تننده‌ى در تار و پود ملتها و کشورها، سالم و برکنار مانده است، نظام جمهورى اسلامى است. طبیعى است که علیه شما بیدار باشند، فکر کنند و هر تلاشى انجام دهند. شما هم باید بیدار باشید. دانشجو، طلبه و دانش‌آموز باید بیدار باشد. بچه‌هاى دبیرستانى، دخترها و پسرها باید بیدار و هوشیار باشند. امروز از همه‌ى شما این انتظار هست. شما نسل برگزیده‌ى این کشورید. دشمن باید شناخته شود. این اولین قدم است.

( گزیده ای ازبیانات مقام معظّم رهبرى در دیدار دانش آموزان و دانشجویان‏)

1374/08/10

نظرات ()



موضوعات تحقیق
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩۱/۱/٢

. . .


ادامه مطلب ...
نظرات ()



حوزه علمیه ،تحول بایدها و نبایدها
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩٠/۱٢/٢٧

ماهیت علوم انسانى موجود، مخالف حرکت اسلامى است
بنده درباره‌ى علوم انسانى در دانشگاه‌ها و خطر این دانشهاى ذاتاً مسموم هشدار دادم - هم به دانشگاه‌ها، هم به مسئولان - به خاطر همین است. این علوم انسانى‌اى که امروز رائج است، محتواهائى دارد که ماهیتاً معارض و مخالف با حرکت اسلامى و نظام اسلامى است؛ متکى بر جهان‌بینى دیگرى است؛ حرف دیگرى دارد، هدف دیگرى دارد. وقتى اینها رائج شد، مدیران بر اساس آنها تربیت میشوند؛ همین مدیران مى‌آیند در رأس دانشگاه، در رأس اقتصاد کشور، در رأس مسائل سیاسى داخلى، خارجى، امنیت، غیره و غیره قرار میگیرند.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif اساس تحول در حوزه چیست؟
حرکت نوبه‌نوى اجتهادى، اساس تحول است. تحول و دگرگونى یک امر قهرى است؛ پیش مى‌آید. منتها این تحول و تغییر را یا مدیریت میکنیم، آن را هدایت میکنیم، یا نه، رها میکنیم. اگر رها کردیم، باخته‌ایم. بزرگان حوزه، مراجع تقلید، اندیشمندان، دانشمندان و فضلا باید دامنها را به کمر بزنند، همت کنند، این تحول را برنامه‌ریزى کنند، هدایت کنند، مدیریت کنند. بنابراین معناى اساسى تحول این است: حرکت نوبه‌نوى محتوائى.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif تحول به سمت سقوط!
تحول یعنى چه؟ حوزه میخواهد چه کار کند که اسمش تحول باشد؟ اگر تحول را به معناى تغییر خطوط اصلى حوزه‌ها بدانیم - مثل تغییر متد اجتهاد - قطعاً این یک انحراف است. تحول است، اما تحول به سمت سقوط.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif نظام دانشگاه، در حوزه نباید حاکم شود
تحول به معناى رها کردن شیوه‌هاى سنتىِ بسیار کارآمد حوزه در تعلیم و تعلم و تبدیل این شیوه‌ها به شیوه‌هاى رائج دانشگاهىِ امروز نیست؛ اینچنین تحول و تغییر و دگرگونى‌اى غلط اندر غلط است؛ این عقبگرد است.
ما شیوه‌هاى دانشگاهى خودمان را که برگرفته و نسخه‌نویسى‌شده‌ى از شیوه‌هاى قدیمى غربى است، بیاوریم در حوزه حاکم کنیم؛ نه، ما این را تحول نمیدانیم. اگر چنین دگرگونى‌اى رخ بدهد، قطعاً ارتجاع و عقبگرد است؛ این را قبول نداریم.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif الزامات تحول در حوزه‌ی علمیه
یکى از چیزهائى که در تحول مثبت حتماً لازم است، این است که ما خودمان را و تلاش و فعالیت علمى خودمان را با نیازها منطبق کنیم. مسئله‌ى بعدى، مسئله‌ى نظام رفتارى و اخلاقى حوزه‌هاست؛ که همین تحول - اگر تحولى انجام میگیرد - باید ناظر به این جهت هم باشد. چند تا سرفصل در این خصوص وجود دارد که من اینجا یادداشت کرده‌ام:
 تکریم اساتید. نظام رفتارى و اخلاقى ما در حوزه‌ها باید در این جهت حرکت کند؛ تکریم استاد، تکریم عناصر فاضل، بخصوص تکریم مراجع تقلید. هر کسى آسان به حد مراجع معظم تقلید نمیرسد؛ صلاحیتهاى زیادى لازم است. غالباً مراجع قله‌هاى علمى حوزه‌هاى علمیه محسوب میشوند. بنابراین احترام مراجع بایستى محفوظ باشد؛ باید تکریم شوند.
 مسئله‌ى دیگر در نظام رفتارى و اخلاقى حوزه‌ها، فیض بردن از معنویات است، تهذیب است؛ این خیلى مهم است. جوان امروز حوزه بیش از گذشته به مسئله‌ى تهذیب نیازمند است. امروز در همه‌ى دنیا اینجور است که وضع نظام مادى و فشار مادى و مادیت، جوانها را بى‌حوصله میکند؛ جوانها را افسرده میکند. در یک چنین وضعى، دستگیر جوانها، توجه به معنویت و اخلاق است.
 یک مسئله‌ى دیگر در زمینه‌ى نظام رفتارى و اخلاقى حوزه، مسئله‌ى گرایشها و احساسات انقلابى در حوزه است. عزیزان من! فضاى انقلابى در کشور دشمنان عنودى دارد، دشمنان کینه‌ورزى دارد. با حاکمیت فضاى انقلابى در کشور مخالفند؛ میخواهند این فضا را بشکنند. میخواهند فضاى انقلابى را بشکنند، روحانى انقلابى را منزوى کنند.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif اهانت به مقدسات و مراجع قطعاً انحراف است
جوان طلبه‌ى انقلابى اهل عمل است، اهل فعالیت است، اهل تسویف و امروز به فردا انداختن کار نیست، اما باید مراقب باشد؛ نبادا حرکت انقلابى جورى باشد که بتوانند تهمت افراطى‌گرى به او بزنند. از افراط و تفریط بایستى پرهیز کرد. جوانهاى انقلابى بدانند؛ همان طور که کناره‌گیرى و سکوت و بى‌تفاوتى ضربه میزند، زیاده‌روى هم ضربه میزند؛ مراقب باشید زیاده‌روى نشود. اگر آن چیزى که گزارش شده است که به بعضى از مقدسات حوزه، به بعضى از بزرگان حوزه، به بعضى از مراجع یک وقتى مثلاً اهانتى شده باشد، درست باشد، بدانید این قطعاً انحراف است، این خطاست. اقتضاى انقلابیگرى، اینها نیست. انقلابى باید بصیر باشد، باید بینا باشد، باید پیچیدگى‌هاى شرائط زمانه را درک کند.
البته این را هم به همه توصیه کنیم که نیروهاى انقلابى را متهم به افراطى‌گرى نکنند... این هم انحرافى است که به دست دشمن انجام میگیرد؛ واضح است. پس نه از آن طرف، نه از این طرف.
http://farsi.khamenei.ir/image/home/rect-1-n.gif خواهران طلبه، آبروی انقلاب هستند
پدیده‌ى خواهران طلبه خیلى پدیده‌ى عظیم و مبارکى است. هزاران عالم، پژوهشگر، فقیه و فیلسوف در حوزه‌هاى علمیه‌ى خواهران تربیت شوند؛ این چه حرکت عظیمى خواهد بود. ببینید نگاه دنیاى مادى نسبت به پدیده‌ى زن و جنس زن چه نگاه بدى است، چه نگاه تحقیرآمیزى است، چه نگاه منحرفانه‌اى است. حضور دانشمندان اسلامى زن در عرصه‌هاى مختلف -  مثل حضور دانشمندان فرزانه و فهمیده‌ى دانشگاهى زن که متدین و متشرع هستند - اثرات بسیار عظیمى را در دنیا میگذارد؛ براى انقلاب آبروست. بانوان باید خوب درس بخوانند. البته هدف نهائى درس‌خواندن بانوان، تنها مجتهد شدن یا فیلسوف شدن نیست - ممکن است عده‌اى علاقه‌اش را داشته باشند، استعدادش را داشته باشند، وقتش را داشته باشند، عده‌اى هم نه - آشنائى با معارف اسلامى و قرآنى است که میتواند براى خود آنها و براى دیگران مورد استفاده قرار بگیرد.

(گزیده ای ازبیانات مقام معظم رهبری در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم)

۱۳۸۹/۰۸/۲۳

نظرات ()



سیر مطالعاتی پیشنهادی استادخسرپناه درزمینه علوم عقلی- اسلامی
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩٠/۱٢/٢٧
1) المنطق(مرحوم محمّد رضا مظفّر)

به ضمیمة مطالعة: حاشیه(ملّا عبد...یزدی)+رهبرخرد(محمود مجتهد خراسانی)


2)شرح باب حادی عشر(فاضل مقداد)+منظومه/ بخش منطق (مرحوم ملّا هادی سبزواری) 
به ضمیمة مطالعة: مغالطات(سیّد علی اصغر خندان)+منطق کاربردی(سیّد علی اصغر خندان)


3)بدایة الحکمة(مرحوم علّامه طباطبائی)+فلسفتنا(شهیدصدر) به ضمیمة مطالعة: آموزش فلسفه
مسألة شناخت (شهید مرتضی مطهّری)+ شناخت در فلسفه اسلامی(استاد جعفر سبحانی)

4) منظومه/ بخش حکمت(مرحوم ملّا هادی سبزواری)
به ضمیمة مطالعة: شرح مبسوط منظومه (شهید مرتضی مطهّری)+ اصول فلسفه و روش رئالیسم/ جلد 3 و4و 5 (مرحوم علّامه طباطبائی)+نظریّة المعرفة(استاد جعفر سبحانی)

5)کشف المراد( علّامه حلّی )+نهایة الحکمة( علّامه طباطبائی)
به ضمیمة مطالعة: تعلیقات استاد مصباح و استاد فیّاضی بر نهایةالحکمة+ معرفت شناسی در قرآن(استاد جوادی آملی)

6)شرح اشارات(خواجه نصیرالدّین طوسی)
به ضمیمة مطالعة: اصول فلسفه و روش رئالیسم/جلد1و2(مرحوم علّامه طباطبائی)+ معرفت شناسی دینی و معاصر(محمدتقی فعالی) +پژوهشی تطبیقی در معرفت شناسی معاصر(محمّد حسین زاده)

7)حکمةالإشراق+برهانِ شفاء(مرحوم ابن سینا) + إلاهیّاتِ شفاء(مرحوم ابن سینا)
به ضمیمة مطالعة: شرح حکمةالإشراق 

8)أسفار/جلد1و2و3(مرحوم ملّا صدرا)
به ضمیمة مطالعة: مدخل مسائل جدید کلامی(استاد جعفر سبحانی)+فلسفة معرفت(استاد خسرو پناه)

9)أسفار/جلد6 تا 9(مرحوم ملّا صدرا)+تمهیدالقواعد(ابن ترکة)
به ضمیمة مطالعة: کلام جدید(استاد خسرو پناه)+ فلسفه های مضاف(استاد خسرو پناه)+ نص النّصوص(جامی)+ آثارعرفانی سیّد حیدر آملی

10)شرح فصوص الحکم (قیصری)
به ضمیمة مطالعة: فکوک(قونوی)+شرح فصوصِ جندی+ شرح فصوص قاسانی

11)مصباح الأنس(ابن فناری)
به ضمیمة مطالعة: مشارق الدّراری(سعید بن سعید فرغانی)

نظرات ()



گزیده ای ازبیانات مقام معظم رهبری پیرامون شهید مطهری
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩٠/۱٢/٢۱

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌

.... ما همیشه به مطهرى نیاز داریم. در شخص شهید مطهرى نمى‌شود متوقف شد. بر پایه‌ى پیشرفتهاى فکرى و نوآورى‌هاى او باید جامعه و مجموعه‌ى فکرىِ اسلامى ما به نوآورى‌هاى دیگرى دست پیدا کند. ما احتیاج داریم مطهرى‌هایى براى دهه‌ى 80 و 90 داشته باشیم؛ چون نیازهاى فکرى روزبه‌روز و نوبه‌نو وجود دارد.....


ادامه مطلب ...
نظرات ()



نظریه پردازی
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩٠/۱٢/٢۱

امروز شبهه‏هائى مطرح میشود که آماج آن شبهه‏ها نظام است. شبهات دینى، شبهات سیاسى، شبهات اعتقادى و معرفتى در متن جامعه تزریق میشود- بخصوص در میان جوانان- هدفش فقط این است که یکى را از یک فکرى منتقل کند به یک فکر دیگرى؛ هدفش این است که پشتوانه‏هاى انسانى نظام را از بین ببرد؛ مبانى اصلى نظام را در ذهنها مخدوش کند؛ دشمنى با نظام است. لذا برطرف کردن این شبهه‏ها، مواجهه‏ى با این شبهه‏ها، پاک کردن این غبارها از ذهنیت جامعه- که به وسیله‏ى علماى دین انجام میگیرد- این هم یک پشتیبانى دیگر، یک پشتوانه‏ى دیگر براى نظام اسلامى است. پس نظام اسلامى از جهات مختلف متکى به علماى دین و نظریه‏پردازان و محققان و دانشمندان حوزه‏هاى علمیه است.

(گزیده ای ازبیانات مقام معظم رهبری در دیدار طلاب، فضلا و اساتید حوزه علمیه قم‏)

1389/07/29

نظرات ()



بیانات در دیدار اعضاى مجلس خبرگان رهبرى‌
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩٠/۱٢/٢٠

بسم‌اللّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
خوشامد عرض میکنیم به آقایان محترم، خبرگان مکرم و مجلل نظام جمهورى اسلامى. و تشکر میکنیم از مطالبى که در این اجلاس از سوى آقایان مطرح شده، که نشان‌دهنده‌ى حساسیت نسبت به مسائل و حوادث کشور و احساس مسئولیت نسبت به آینده‌ى کشور است. ان‌شاءاللّه‌ خداوند متعال به شما توفیق بدهد و به همه‌ى ما کمک کند که بتوانیم در انجام وظائفى که بر دوش ماست، با نیت خالص سعى خودمان را به کار ببریم. تأثیر آن با خداست، قبول آن بسته به کرم و لطف الهى است؛ لیکن هر کداممان در هر جائى که هستیم، باید تلاش را بکنیم، باید همت را بگماریم بر پیشرفت کارها.

 لازم میدانم قبل از آنکه مطالبى را عرض کنم که یادداشت کرده‌ام.....

ادامه مطلب ...
نظرات ()



بیانات در اجلاس بین‌المللی بیدارى اسلامى‌
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩٠/٧/۱۱


 

 

بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم‌
السّلام علیکم و رحمةاللَّه و برکاته‌

الحمدللَّه ربّ العالمین و الصّلوة والسّلام على سیّدنا محمّد و آله الطّیّبین و صحبة المنتجبین.

 قال اللَّه العزیز الحکیم: بسم‌اللَّه‌الرّحمن‌الرّحیم. «یا أیّها النّبىّ اتّق اللَّه و لا تطع الکافرین و المنافقین انّ اللَّه کان علیماً حکیماً. واتّبع ما یوحى الیک من ربّک انّ اللَّه کان بما تعملون خبیراً. و توکّل على‌اللَّه و کفى باللَّه وکیلاً».(1)

 به حضار گرامى و میهمانان عزیز خوشامد میگویم. آنچه ما را در اینجا گرد آورده، بیدارى اسلامى است؛ یعنى حالت برانگیختگى و آگاهى‌اى در امت اسلامى که اکنون به تحولى بزرگ در میان ملتهاى این منطقه انجامیده و قیامها و انقلابهائى را پدید آورده که هرگز در محاسبه‌ى شیاطین مسلط منطقه‌اى و بین‌المللى نمى‌گنجید؛ خیزشهاى عظیمى که حصارهاى استبداد و استکبار را ویران و قواى نگهبان آنها را مغلوب و مقهور ساخته است.

 شک نیست که ....


ادامه مطلب ...
نظرات ()



بیانات در کنفرانس حمایت از انتفاضه فلسطین‌
نویسنده: موسی هلودی - ۱۳٩٠/٧/۱۱

 

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم‌

السّلام علیکم و رحمةالله‌

الحمد لله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام على سیّدنا محمّد و ءاله الطّاهرین‌
و صحبه المنتجبین و على من تبعهم باحسان الى یوم الدّین‌.

قال الله الحکیم: «اذن للّذین یقاتلون بأنّهم ظلموا و انّ الله على نصرهم لقدیر. الّذین اخرجوا من دیارهم بغیر حقّ الّا ان یقولوا ربّنا الله و لو لا دفع الله النّاس بعضهم ببعض لهدّمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذکر فیها اسم الله کثیرا و لینصرنّ الله من ینصره انّ الله لقوىّ عزیز»(1)

 به میهمانان عزیز و همه‌ى حضار گرامى خوشامد میگویم. در میان همه‌ى موضوعاتى که شایسته است نخبگان دینى و سیاسى از سراسر جهان اسلام به آن بپردازند، مسئله‌ى فلسطین داراى برجستگى ویژه‌اى است. فلسطین، مسئله‌ى اول در میان همه‌ى موضوعات مشترک کشورهاى اسلامى است. مشخصات منحصر به فردى در این مسئله وجود دارد:

 اول این که ....

ادامه مطلب ...
نظرات ()